قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5030

تاريخ الفي ( فارسى )

فرمود و امير جهان ملك را نيز آنجا گذاشت كه بعد از قرار گرفتن مملكت به خدمت آيد و خطهء اندخو به سيورغال امير سيد احمد ترخان « 1 » مقرر شد . و در نيمهء ربيع الآخر ، آن حضرت به هرات نزول نمود و امرا به پير على تاز رسيده او را شكست دادند . و امير پير على بيگ كه نوكر معتبر آن حضرت بود ، در آن جنگ كشته شد و امير جهان ملك مملكت ميرزا قيدو را به نظام آورده باز آمد . و در هرات عرضه داشت ميرزا الغ بيگ رسيد كه « پيرك پادشاه از خوارزم معاودت نموده الحال استراباد را در حصار دارد و شمس الدين على قارن ، كوتوال آنجا به تنگ آمده است . » آن حضرت امير مضراب را به گرمسير و سيستان فرستاد كه آنجا قشلاق كند و ميرزا ابراهيم را در هرات نايب گردانيده جمعى را در ركاب او بازداشت . و آن حضرت تا جرجان آمده ميرزا الغ بيگ آنجا به ملازمت رسيد و در موضع خواجه قنبر خبر ورود پيرك پادشاه به رستمدار رسيد . و آن حضرت به تعجيل به استرآباد درآمد و بار ديگر آن ممالك مضبوط شد و حكومت آن ولايت به ميرزا الغ بيگ تفويض يافته رايات عالى به جانب هرات مراجعت فرمود و در نيمهء ذيقعده به شهر نزول اتفاق افتاد . و امير جهان ملك ، پسر امير ملك ، برادرزادهء امير خمارى كه از صغر سن ملازمت ميرزا شاهرخ نموده و به كمال اعتبار و اختيار رسيده خود را فراموش كرده بود ، در خاطر او داعيهء خلاف پيدا شد . و باعثى ديگر بر مخالفت او اين بود كه خواجه غياث الدين - كه صاحب ديوان آن حضرت بود « 2 » - نسخه [ اى ] تقرير و تصرفى بر امرا نوشت و در دفتر ابتر خودكاهى را كوهى و گوسفندى را رمه‌اى و خوشه [ اى ] را خرمنى ثبت كرد . و چون در آن اوقات قحطى و گرانى بود ، بعضى از تركان كه عقلى نداشتند متوهم شدند كه مگر اين وجوه را به تحصيل رسانند . بنابر آن ، با جهان ملك در قصد آن حضرت اتفاق كردند . و آن حضرت از اين معنى شمه [ اى ] معلوم نمود . امير مضراب را كه در اين ولا از سيستان آمده بود ، طلب داشت . امراى عاصى كه امير حسن جاندار و [ پسرش ] يوسف جليل « 3 » و

--> ( 1 ) . سيد احمد ترخان ، ولد ميرزا عمر شيخ بن امير تيمور ، طبع سليم داشته و تركى و فارسى نيك مىدانسته است . تولد وى در 792 هجرى است . دو اثر دارد : لطافت‌نامه و تعشق‌نامه . . . به نام شاهرخ كه معنون و داراى ده مكتوب است و خاتمهء هر نامه در غزل « سيدى احمد ميرزا » مىشود . - تذكرهء روضة السلاطين ، ص 41 ؛ حبيب السير ، ج 3 ، ص 528 ؛ مجالس النفائس عليشير نوائى ، ص 126 به نقل از زبدة التواريخ ، ج 1 ، ص 193 . ( 2 ) . خواجه غياث الدين پير احمد خوافى ، وزير شاهرخ كه غير از مدتى كه از كار بر كنار شد ، چهل سال وزير بوده است . آثار خيرى از جمله مدرسهء غياثيه در خرگرد خواف و جماعت خانهء سر مزار شيخ زين العابدين تايبادى از او به يادگار مانده است . - فهرست بناهاى تاريخى . . . ، ص 82 ، ص 94 ؛ حبيب السير ، ج 4 ، ص 48 . ( 3 ) . ق : خليل .